فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
323
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
غذا همان عملى را كه كوهان در شتر انجام مىدهد بر عهده دارد . در مشرق زمين اين چربى را آب مىكنند . و به عنوان كره يا روغن براى طبخ غذا از آن استفاده مىكنند . حمل لاشههاى گوسفند كه تازه ذبح و پوست كنده شدهاند بر روى قاطر يا الاغ در بازارهاى تنگ ، منظرهاى غريب به وجود مىآورد . ايرانيان دوست دارند غذاى خود را از گوشت تازه ، يعنى از گوشت گوسفندى كه تازه ذبح شده و هنوز گرم است ، تهيه كنند . اين لاشههاى گوسفند را قبل از اينكه چربى آنها سفت شود هنگامى كه از لحاظ ثبات و استحكام شبيه يك بلانمانژ « 1 » بزرگ است به سوى دكانهاى قصابى حمل مىكنند . اين منظره از نامطبوعترين مناظرى است كه در بازار ديده مىشود و نظر به تنگى بازارها احتراز از مشاهدهء آن به آسانى ميسر نيست . حتى در پارهاى مواقع برگشتن و با دقت به پيشخوانى نگريستن كار عاقلانهاى نيست ، چه الاغ به طور ناگهانى مسير خود را تغيير مىدهد . درياچهء اروميه از شهر تبريز زياد دور نيست . اين درياچه ، كه بزرگترين درياچهء ايران محسوب مىشود ، در حدود نزديك 129 كيلومتر درازا و بيش از 38 كيلومتر و نيم پهنا دارد . درياچهء اروميه از سطح دريا 000 خ 4 پا ارتفاع دارد و بدون مخرج است . در حالى كه بحر خزر 80 پا پايينتر از سطح درياى سياه واقع شده است . مىگويند درياچهء اروميه از هر دو لحاظ شبيه درياچهء بزرگ نمك « 2 » واقع در ايالت يوتا « 3 » از ايالات متحدهء امريكا مىباشد . همچنين مىگويند شورى درياچهء اروميه بمراتب بيش از شورى بحر الميت است و در آن ماهى يافت نمىشود . در فصل بهار برفهاى آب شده مقدارى نمك و ساير رسوبات معدنى را با خود به درياچه مىبرد و مواد مزبور در آنجا باقى مىماند . مقدار زيادى از آب درياچه در فصل تابستان تبخير مىشود و ذخاير ساليانهء نمك را در آن باقى مىگذارد . اين وضعى است كه موجب به وجود آمدن كويرهاى بزرگ و صحارى نمك در جنوب مىشود . در آن ناحيه مىتوان شيارهاى بزرگى از نمك سفيد را ، كه هر يك چندين كيلومتر امتداد دارد ، مشاهده كرد . چه ، عمر سيلهاى بهارى در صحارى نمك ، كوتاه است . در شمال شهر تبريز ، دهات و قصبات بسيار وجود دارد . ولى هيچ يك از آنها محل
--> ( 1 ) . Blanc - mange كه انگليسى بلامانژ تلفظ مىشود همان Blanc - manger زبان فرانسه است و آن دندان مزى مىباشد كه از مواد نشاستهاى و شير تهيه مىشود . - م . ( 2 ) . Great Salt Lake ( 3 ) . Utah